-->-->-->
-->-->--> -->-->--> بÙx87داشت Ùx85ØxadÛx8cØ· -->-->--> wmode="transparent">
تو زنده اى ، براى خودم گريه مى كنم
در مجلس عزاى خودم گريه مى كنم
پيچيده بانگ سرخ و رساى تو در زمين
بر مرگ بى صداى خودم گريه مى كنم
گوشم شنيد "هَل مِن..." سبز تو را، ولى
بر پاسخ قضاى خودم گريه مى كنم
هفتاد و سومين نفر آرى... ولى نشد!
بر جان بى بهاى خودم گريه مى كنم
تو سربلند و سرخ و رها ايستاده اى
بر قامت دو تاى خودم گريه مى كنم
سر، داده اى به نيزه و جان داده اى به دوست
من مانده ام به پاى خودم گريه مى كنم
خيلى بد است حال دلم در غياب عشق
بر قلب بى نواى خودم گريه مى كنم
در كربلا نشسته ام اما،چرا دروغ؟!
بر گور دردهاى خودم گريه مى كنم
نفرين به" شمر" و "ابن زياد" درون من
شرمنده! از بلاى خودم گريه مى كنم
آتش پرست افعى روح خودم شدم
از نيش اژدهاى خودم گريه مى كنم
روح حماسه،خون خدا،گريه بر شما ؟!
هرگز! به ماجراى خودم گريه مى كنم
" از ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست "
انسان؟!....و با دعاى خودم گريه مى كنم
برچسب:
نویسنده: علی تاجیک